نابودي غيرت ومردانگي از آثار زيانبار روابط ناسالم

يكي از آثار زشت دوست دختر داشتن آن است كه اين موضوع به تدريج باعث از بين رفتن غيرت و مردانگي در مرد مي گردد. به گونه اي  كه بعد از گذشت مدت كوتاهي  از اين دوستي ها، نسبت به ناموسش بي تفاوت خواهد شد. بعنوان مثال جواني كه تمايل دارد دررفت و آمدهاي  فاميلي يا همسايگان با دختر يكي از آنان دوست شود، گاهي براي رسيدن به اين هدف با برادر دختر رفيق مي شود تا خواهرش را شكار كند. بعضي از اوقات هم جلسات دوستانه  همراه با انواع  الودگي  اعم از موسيقي و رقص و ديدن فيلم هاي مبتذل تشكيل مي دهند تا هر كدام با دوستان  دخترشان باشند.

طبيعي است اگر جواني بخواهد با خواهر رفيقش دوست شود، در مقابل رفيقش هم انتظار دارد او هم خواهرش را بياورد. و اگر حساسيت نسبت به خواهرش نشان دهد، رفيقش مي گويد: چطور تو دوست داري با خواهر من باشي ولي من با خواهر تو نباشم!

لذا براي اينكه به هدفش برسد، مجبور مي شود نسبت به خواهرش حساسيت نشان ندهد. اگر اين برنامه ها ادامه يابد، بعد از مدتي به طور كلي انسان نسبت به ناموسش اعم از خواهر،مادر، دختر و همسر بي تفاوت مي شود. حتي گاهي عفت و پاكدامني را عقب افتادگي مي داند، و از اينكه ناموسش در انظار نامحرمان به صورت مبتذل ظاهر شود، لذت مي برد و خود را پيشرفته و متمدن و با فرهنگ به حساب مي آورد. و در برخي از اوقات چنان شيطان اين افراد را در لجن‌‌‌زار فرو مي برد و غيرت و مردانگي را از آنها ميگيرد كه حاضر‌ند ناموس يكديگر را در اختيار هم قرار دهند.
بر همين اساس در كشورهاي غربي و در ايران قبل از انقلاب اسلامي، محل‌هايي به‌ نام « دانسينگ‌(رقّاص خانه) وجود داشت و هر كس كه مي‌خواست به آنجا برود موظف بود همراه همسر يا خواهر و دخترش به محل رقص برود، و اصولا مرد تنها يا زن تنها را راه نمي‌دادند.
در برنامه دانسينگ هر مردي ناموسش را براي رقصيدن به ديگري واگذار مي‌كرد، و خود او دختر و زنِ ديگران را براي رقصيدن انتخاب مي‌كرد و كارهاي ديگري كه نوشتن آن شرم آور و شايد ترويج گناه باشد را انجام مي داد. آري نتيجه اين دوستي‌ها و رابطه نامشروع چيزي جز اين جلسات ننگين و آلوده نخواهد بود.
اگر گاهي در بعضي از شهرها از جلساتي به عنوان پارتي، زنان و مردان آلوده اي را دستگير مي‌كنند، نتيجه ترويج فرهنگ ابتذال است. امروز تمام تلاش دشمنان آن است كه با ايجاد ارتباط دوستي بين دختران و پسران، جامعه را به چنين مفاسدي سوق دهند.
مردي كه دوست دارد با زن نامحرمي در اداره يا شركت و يا در جشن‌ها و مهماني‌ها بگو و بخند داشته باشد، طبيعي است كه ديگر نمي‌تواند نسبت به ناموس خودش غيرت نشان دهد. زيرا همانطوري كه اين شخص دوست دارد با زنان نامحرم بگويد و بخندد، ديگران هم دوست دارند با ناموس او اين برخورد را داشته باشند. و گاهي از اوقات ثمره اين جلسات، ارتباط نامشروع زنان شوهردار با مردان متاهل مي‌باشد. بنابراين اگر ما بخواهيم عفت و پاكدامني در زنان و غيرت در مردان محفوظ بماند، چاره‌اي جز عمل به دستورات اسلام عزيز نداريم.

مطالب مرتبط:صحبت كردن زن با نامحرم    صحبت كردن مرد با نامحرم

ارسال به: Balatarin : Donbaleh : Mohandes : Cloob : oyax : Del.icio.us : Stumble : Friendfeed : Twitthis : Facebook : Addthis to other

(12) دیدگاه

سكوت حضرت علي(ع) در برابر شكنجه دادن فاطمه زهرا(س)

يكي از بخش هاي مهم زندگاني امام علي(ع) سكوت 25 ساله او در برابرخلفاي سه گانه است. رويكرد سياسي و سكوت امام در برابر خلفا بدان معنا نيست كه امام به دفاع از حق خود نپرداخته و خلفا را تأييد مي كرد، بلكه سكوت امام در راستاي حفظ وحدت اسلامي،(1) حفظ دين(2) و فراهم نبودن شرايط قيام بود.(3)
سكوت امام علي(ع) در برابر شكنجه حضرت زهرا(س) نيز در راستاي همان سكوت 25 ساله امام شكل گرفته است. بي ترديد علي(ع) يكي از شجاع ترين انسان‌ها بود و عدم دفاع امام مبتني بر ترس از مرگ و يا بي اعتنايي در برابر شكنجه حضرت زهرا(س) نبود بلكه سكوت امام بدان جهت بود كه شرايط دفاع فراهم نبود و امام قدرت لازم براي احقاق حقوق از نظر اجتماعي و ياران را نداشت. ادامه مطلب »

(8) دیدگاه

همسر فرعون يك زن نمونه

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِ‏ّابْنِ لِى عِندَكَ بَيْتاً فِى الْجَنَّةِ وَنَجِّنِى مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِى مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ‏

و خداوند براى كسانى كه ايمان آورده‏اند، به همسر فرعون مثل زده است. آن گاه كه گفت: پروردگارا! براى من نزد خويش در بهشت خانه‏اى بساز و مرا از فرعون و كردار او نجات بده و مرا از گروه ستمگر رهايى بخش. (سوره تحريم آيه 11)

در اينجا به گوشه اي از افكار و رفتار همسر فرعون اشاره مي شود: ادامه مطلب »

(9) دیدگاه

آيا از ولي فقيه مي توان انتقاد كرد؟

 انتقاد از ولايت فقيه شرعا و قانونا ممنوع نيست؛ ليكن در اين جا چند نكته را بايد در نظر داشت:
اولاً، انتقاد حتما بايد به شيوه‏اي مفيد و سازنده و متناسب با مصالح واقعي جامعه باشد؛ نه به گونه‏اي كوبنده و تخريب‏گر.
ثانيا، انتقاد بايد همراه با بررسي‏هاي دقيق و عالمانه باشد، نه به بهانه‏هاي واهي و ناسنجيده.
ثالثا، انتقاد بايد براساس خير همگاني باشد؛ نه مبتني بر خواست‏ها و منافع شخصي، جناحي و… .
رابعا، انتقاد نبايد موجب خلل در عمل شود.
    گفتني است كه اگر ولي فقيه پس از بررسي نهايي تصميم به امري گرفت شرعا و قانونا رأي او لازم‏الاجراست و مخالفت عملي جايز نيست. اين مسأله در مورد پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) نيز مصداق داشته است . اين نه تنها در حكومت‏اسلامي بلكه در همه نظام‏هاي سياسي جهان رايج است كه رأي نهايي شده ادامه مطلب »

(8) دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »